لکه های لعنتی این فنجان وارونه

 
n 54048 1 600x374
وقتی غمگینم شعر می شوی
وقتی خوشحالم خاطره،
بین کلمات و عکس ها
طوری گیر کرده ام که پرنده ها
روی شاخه این روزهایم می نشینند
بسم الله می گویند و فال حافظ می گیرند
صبور باید بود
با کلماتی که با تاخیر
    از راه می رسند
نگاهی به ساعتت می اندازی
دیر کرده ام، یعنی
یک جایی
میان شعر و خاطره 
دست و پا می زنم
حافظ را می بندی و بختمان را
در لکه های فنجانی وارونه 
                                   جستجو می کنی!
لکه هایی که نه شعر دارند، نه خاطره ...
۳۰جولای